close
تبلیغات در اینترنت
شعر و ادب
loading...

ܓܨ ❤❤ شمس الشموس ❤❤ܓܨ

شعر و ادب

شعر و ادب

مهدي بيك محمدي بازدید : 91 پنج شنبه 3 / 9 نظرات ()

ای نگار روحانی ، خیز و پرده بالا زن

نور درمانی        مخمس خاتم وفا از ملک الشعرا ی بهار

 

مبشر ای نگار روحانی، خیز و پرده بالا زن

در سرداق لاهوت کوس لا و الاّ زن

در ترانه ی معنی دم زی سر مولا زن

وانگه از غدیر خم باده ی تولا زن

تا زخود شوی بیرون زین شراب روحانی

 

در خم غدیر امروز باده ای به جوش آمد

کز صفای او روشن جان باده نوش آمد

وان رحمت باز در خروش آمد

کان صنم که از عشاق برده عقل و هوش آمد

با هیولی توحید در لباس انسانی

غدیرحیدر احد منظر، احمد علی سیما

در جمال او ظاهر سر علمّ الاسما

آن حبیب و صد معراج، آن حکیم و صد سینا

بزم قرب را محرم، راز غیب را دانا

ملک قدس را سلطان، قصر صدق را، بانی

 

 

خانم وفا را نعل، لعل راستی را کان

قلزم صفا را فلک، فلک صدق را سکان

اوست قطبی از اقطاب، اوست رکنی از ارکان

ممکنی است بی ایجاب، واجبی است بی امکان

ثانی ایست بی اول، اولی است بی ثانی

 

غدیردر غدیر خم یزدان گفت مر پیمبر را

کز پی کمال دین شو پذیره حیدر را

پس پیمبر اندر دشت بر نهاد منبر را

برد بر سر منبر حیدر فلک‌فر را

شد جهان دل روشن‌زان دو شمس نورانی

 

 

گفت بشنوید ای قوم قول حق‌تعالی را

هم به جان بیاویزید گوهر تولا را

پوزش آورید از جان این ستوده مولی را

این وصی بر حق را این ولی والا را

با رضای او کوشید در رضای یزدانی

 

غدیراوست کز خم لاهوت نشاة صفا دارد

در خربطه نجرید گوهر وفا دارد

در جبین و جان پاک نور کبریا دارد

در تجلی ادراک جلوه خدا دارد

در رخش بود روشن رازهای رحمانی

 

 

کی رسد به مدح او وهم مرد دانشمند

کی توان به وصف او دم زدن زچون و چند

به که عجز مدح آرم از پدر سوی فرزند

حجت صمد مظهر آیت احد پیوند

شبل حیدر کرار، خسرو خراسانی

 

غدیرپور موسی جعفر آیت‌الله اعظم

آنکه مست از انفاسش زنده عیسی مریم

در تحقق ذاتش گشته خلقت عالم

آفتاب کز رفعت بر فلک زند پرچم

می‌کند به درگاهش صبح و شام دربانی

 

 

عقل و وهم کی سنجد اوج کبریایش را

جان و دل چسان گویند مدحت و ثنایش راگر

رضای حق جویی روبجو رضایش را

هر که در دل افرازد رایت ولایش را

همچو خواجه بتواند دم زد از مسلمانی

 

_______________________________________________________________________________

بركه خورشید

 محمد جواد غفورزاده «شفق»

 

جلوه‌گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت، مى‏ به مینا در غدیر

مى‏تراوید از دل صحراى سوزان بوى عشق

موج مى‏زد عطر انفاس مسیحا در غدیر

چتر زرین آفتاب آورد و ماه از آسمان‏

نقره مى‏پاشید بر دامان صحرا در غدیر

رودها با یكدیگر پیوست، كم كم سیل شد

«موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر»

هدیه جبریل بود «الیوم اكملت لكم»

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

با وجود فیض «اتممت علیكم نعمتى»

از نزول وحى غوغا بود، غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت:

آفتاب و ماه زیبا بود، زیبا در غدیر

آى ابراهیمیان! در موسم حج وداع‏

این خلیل بت شكن، این مرد تنها در غدیر

سرنوشت امت اسلام را ترسیم كرد

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سلام دوستان به اين وبلاگ خوش امديد . اميدوارم مطالب برايتان سودمند باشد.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 34
  • کل نظرات : 3
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 6
  • باردید دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 20
  • بازدید ماه : 50
  • بازدید سال : 64
  • بازدید کلی : 13,671